تبليغاتX
انتظار وانتظار - روزگار سختی است
 
انتظار وانتظار
 
 
به نام او که آرام بخش دلهاست
 

روزگار سختی است ...........!
 آدمها خشكند ... حقايق تلخند ..... روياها شوكران !
 جوی های روان تنگ اند و درختان قطور ضعيف !
 خورشيد گرم است و سوزان .. ماه بی خيال و فروزان !
 می دانم . من می دانم . تو هم می دانی ... همه می دانند ... روزگار عجيبی است !
 انسانها در ميان خرابه هايی که زيبايشان می نامند می زیند و به آن عشق می ورزند .
 و اينچنين بر حقارت خود دامن می زنند ...
 و من به دور از هياهوی آدمک های دل خوش ... همچنان در خود فرو می روم .
 هر چه بيشتر در ميانشان می زيم دورتر می شوم و غربيه تر !
 آری ... معصوميت كودكيهايم گم شده است ،
 اما من هنوز هم همان كودك عاشقم  و ساده دل !
 و همچنان در انتظار ،
 در انتظار ظهور باغی از جنس اقاقی ،
 كه مرا از خود و خويشتن ها برهاند  و به سر منشا خود بازگرداند .
 و  رسیدن به خدایی که در این نزدیکیست ...
 من اينجا تنها ماندم ،
 خدایا مرا به بغضی که از تو می شکند بسپار ،
 مرا به باد های تندِ رهاکننده ی گويا ...  مرا تا هميشه به باران شوينده بسپار .
 پروردگارا ، انتظار سخت ترين مجازاتی است كه برایم در نظر گرفته ای !
 مرا ...... ببـــــــر .  

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 1385/02/18ساعت 10:56 قبل از ظهر  توسط سجاد  | 
 
  بالا